ریحانه خانمریحانه خانم، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

نازنین دخترم

سلام گلم

سلام عمه جونم خوبی؟میبینم که مامان برات سنگ تموم گذاشته خانمی! هی تند تند آپ میکنه خبر نمیده! دووووووووووووووووووست دارم عمه جونم خیلی زیاد ... راستی چرا امروز نیومدی خونمون هان؟
27 ارديبهشت 1391

اولین دندون....

دیروز اولین دندون ریحانه جون دراومد و ما کلی ذوقیدیم مبارکت باشه عزیزم ده دوازده روز پیش هم اولین دندون داداش هادی افتاده  آخه هادی جون کلاس اولیه!!!! دوستتون دارم خیلی زیاد ...
8 ارديبهشت 1391

عزیزمی ریحانه جونم

ریحانه خانوم چند روزیه دست زدنو یاد گرفته همینطور دست دادن و بای بای کردنو بعضی مواقع هم دَدَدَدَ و بابا بابا میکنه جیغ زدنو هم خوب بلده یه چیزیو اگه بخواد بهش ندی جیغ میزنه اونم چه جیغی!!!!!!!!! عزِییییییزمی ریحانه جونم   ...
5 ارديبهشت 1391

سیزده به در!

ریحانه سیب تناول میکند! به به روز سیزده بدر سال یک هزار وسیصد و نود و یک از خانواده به ریحانه:اولین سیزده بدرته خانم نازنین ریحانه خانم! ...
19 فروردين 1391

بدون عنوان

سلام امروز نی نی ما خیلی خوشحاله! اخه عموجون از کربلا اومده اینجا پر شلوغه!بعدش ریحانه خانم اینجا تو اتاق عمه خانم داره بازیو شادیو کلا همه کار میکنه الان هم داره با صفحه کلید بازی میکنه نکنننننننننن  دارم تایپ میکنم عمه خانم! میگم نی نی یعنی ریحانه جون یه سوغاتی خوشگل داره یه لباس قرمز رو سفید بندی! فقط یکم براش بلنده و تا خانمی یاد نگیره راه بره بدردش نمیخوره تازه داداش ریحانه یعنی هادی اقا جون هم اینجاست تو این نصفه اتاق عمه توپ بازی میکنن جناب ایشونم سوعاتی دارن یه دست لباس ورزشی خوشگل! خوشبحالشون عمه جونیا دوووووووووووووووووشتون دالم! ...
19 فروردين 1391

خدا جونم مررسی

سلام ریحانه خانم جان!!! امروز و دیروز من اومدم خونتون!مامان کار داشت من کمک دست بودم از شما خانمی مرافبت میکردم! یه عالمه بغلت کردم و بالا پایین انداختمت وقتی بی صدا میخندی یقین دارم عاشقتم دختر خانم! اومدم امشب بعد از مدتها خدا رو شکر کنم که تو رو به ما هدیه کرده ! خدا جونم مررررررررررررسی
28 اسفند 1390